رفتن به نوشته‌ها

ماه: تیر ۱۳۹۲

۸۵

Don’t let yourself get attached to anything you are not willing to walk out on in 30 seconds flat if you feel the heat around the corner

دیالوگ به این قشنگی رو میبینین؟ شرو ور خالصه. تو فیلما قشنگن فقط… تو فیلما همه چی قشنگه. عشق. مُردن. جنایت. خدا.

میگن خودتون رو دوست داشته باشید. به خودتون اهمیت بدید. خودتون رو باور داشته باشید… نمیگن شما مجموعه ای هستید که دارید. شما اعتقاداتی هستید که می تونید بهشون تکیه کنید. شما افکاری هستید که می تونید روشون حساب کنید. شما مجموعه ای هستید که می تونید پیش خودتون نگه دارید. انسان مستقلی که به تنهایی هم معنی داره. اگه چیزی برای از دست دادن نداشته باشید در اصل اصن چیزی نیستید… مث یه سنگ. مث یه چمن. مث هوا.

خارج شدن از نظر

۸۰

پارسال… این موقع… تو پارکینگ پروانه خندیدم به لیلایی که ده دقیقه بعد از آشناییمون مکالمه رو با صحبت راجب اینکه “چقدر به مرگ فکر میکنم” ادامه داد… و من سر تکون میدادم و لبخند میزدم در حالی که درونم مسخرش میکردم. حسی که به این خاطره دارم الان، نشون میده چقدر آدما در طول یک سال تغییر می کنن.

خارج شدن از نظر

۴۹

از اون ور هم اگه در نظر بگیریم خدایی هست و اون دنیا من باید بابت اعمالم جواب پس بدم… خود همون خدا نمیگه

“بنده ی من!

من این همه به تو قدرت تعقل و اختیار دادم بعد تو تمام زندگیت رو نشستی قربون صدقه من رفتی؟! ای خاک بر سرت.”

نمیگه؟! باور کنید میگه… پاچه خواریِ یه مدیرِ لایق رو کردن هیچ وقت جواب نمیده.

خارج شدن از نظر