رفتن به نوشته‌ها

بولت ژرنال: نحوه استعمال (قسمت دوم)

تَشَر دور قبل دیدین جواب داد؟:))

حداقل متن رو خوندین. ممنون ازتون. میدونین این مدت توضیح ندادم اصلا چرا این کارو شروع کردم…

حقیقتا پاییز و زمستون امسال زندگیم به شدت فشرده میشه و اگه با برنامه کار نکنم، احتمالا دچار مشکلاتی مثل عقب افتادگی کارها میشم. هر کدومتون که تو زندگی سیستم برنامه ریزی رو امتحان کرده باشید، می دونید شروع کردنش یه چیزه و پایبند موندن بهش یه چیز دیگه. با خودم گفتم اگه این بار دفترم رو بذارم رو اینترنت تا با همراهی دیگران این پروسه رو انجام بدیم، احتمال موفقیت تک تکمون بیشتر میشه.

بعد دیدم بولت ژرنال نویسی سر دراز دارد و اگه ازتون بخوام که خودتون برید تحقیق کنید و این چیزا، ممکنه با دیدن حرکات بورژوای ملت یا پراکندگی داده ها، زودتر از چیزی که باید ناامید بشید و جا بزنید و چیزی که در اصل یه حرکت قشنگ و مفرحه، تو ذهنتون تبدیل به یه پروسه ی دردناک بشه.

نمی دونم تا اینجا چقدر از پسش بر اومدم منتها احتمالا این پست آخرین متن توضیحی و آموزشی باشه_ الان که اینو نوشتم یادم اومد از دفترو وسایل مورد نیاز نگفتم! اون چیزی نیست… می ذارمش اینستاگرام فردا.

به نظرم توضیح کافیه؛ بریم سر اصل مطلب:

می رسیم به هیجان انگیز ترین قسمت هر بولت ژرنال که حتی حتی حتی اگه تا اینجای دفترتون رو تماما با ایده های بقیه پیش بردید، از اینجا به بعد دیگه می تونید شخصی سازیش کنید و به نظرم از لحاظ محتوایی میشه به سه دسته ی کلی تقسیمش کرد:

  • پیگیری عادات HABIT TRACKER

فرقی نمی کنه که شما بخواید یه عادت جدید رو به روزمرگیتون اضافه یا از زندگیتون حذف کنید، این قسمت مال شماست. معمولا سیستم روزانه داره و بر پایه ی تیک زدن روزانه انجام دادن یا ندادن یه سری کارهاست به این صورت که…

مثلا من میخوام روزی نیم ساعت تمرین ساز، نیم ساعت مطالعه آزاد، یه ربع تمیزکاری و یک ساعت ورزش رو داشته باشم. میام یه جدولی درست میکنم که سطرهاش رو این کارها و ستون هاش رو روزهای هفته تشکیل می دن، بعد هر روز علامت میزنم که کدوم ها رو انجام دادم و اونایی که براشون وقت نذاشتم، جاشون خالی می مونه.

جدولتون می تونه هفتگی، ماهانه یا سالیانه باشه ولی خب هرچی بازه ی زمانی طولانی تری رو لحاظ قرار بدید، کشیدن جدوله سخت تره. من خودم معمولا هفتگی یا ماهانه ش رو میکشم… یادم نمیاد سالیانه ش رو کشیده باشم واقعا.

یه کار فانی که بعضیا میکنن، تغییر دادن تو ساختار جدول برای خوشگل تر شدنشه که می تونید از انواع مدل های نمودار و جدول استفاده کنید و با به کار بردن همون سیستم کدهای رنگی یا صرفا رنگ بندی متفاوت، به کار جنبه ی سرگرمی بدید. تهش وقتی بعد یه بازه جدول رو نگاه می کنید خیلی حس خوبی بهتون میده.

حالا واقعا این قضیه جواب میده یا نه؟ آره! تمایل به تیک زدن اون کار توی جدول واقعا محرک خوبی برای انجام دادنشه.

این دنبال کردن اهداف رو میشه از یه تیک ساده فراتر برد اگه اون هدف خاص واقعا براتون اولویت داره. مثلا شما می دونید که من مشکل خواب دارم… اگه واقعا بخوام بهش رسیدگی کنم، یه سطر و ستون وسط یه جدول شاید محرک کافیی نباشه. می تونم صفحه ی مخصوص به خودش رو داشته باشم و بازه ی زمانیی که می خوابم رو علامت گذاری کنم برای یه مدت که اولا الگوی خوابم برای خودم مشخص تر بشه، ثانیا برای ماه بعد ببینم چه مدل جدولی براش بکشم تا بازده بیشتر بشه.

می تونیم فرض بگیریم شما آدم ولخرجی هستید یا اصلا تایمی از ساله که نیازه پول بیشتری ذخیره کنید، خب یه صفحه ی بررسی عملکرد مالی داشته باشید و مثلا واسه روزهایی که یه قرون خرج نکردید، یه علامت تشویقی محشر بذارید.

نمونه های بیشتری نیاز دارید؟ نه گفتن اخلاقی – دعا کردن روزانه – زمان گذروندن تو طبیعت – نقاشی کشیدن – آب دادن گلدون ها – مراقبت از پوست – تمیز کردن خونه – کار کردن رو یه پروژه – یادگیری زبان – پیشخوانی درس ها- پرداخت قبوض – کنار گذاشتن اعتیاد!

  • کلکسیون ها

یادتونه گفتم هدف اینه که جای پنجاه تا دفتر یکی داشته باشید؟ این یکی دیگه از اون مصارف جانبیه.

کاری که من اوایل می کردم این بود: می رفتم ته دفتر و چهارتا برگه به یه کلکسیون خاص اختصاص می دادم ولی با گذر زمان دیدم بعضی از مجموعه ها خیلی کمتر یا بیشتر از چهار صفحه نیاز دارن و چون این مسئله کاملا یه چیز تقریبیه، بهتره براشون جای خاصی در نظر نگیرم. به هر حال هر کسی سیستم خودش رو داره و شما می تونید از من منظم تر باشید و با در نظر گرفتن یه جای خاص، تمام سال رو بهش پایبند بمونید.

حالا شاید بپرسید یعنی چی کلکسیون؟ یعنی همه چی! یعنی می تونید اسم کتاب هایی که می خونید یا می خواید بخونید رو تو یه برگه ی جدا بنویسید؛ همین سیستم برای فیلم، سریال و مستند هم وجود داره. شما می تونید بالای یه برگه بنویسید جملات منتخب یا هر عبارت شخصی دیگه ای و توش اون چیزهایی رو یادداشت کنید که می خواید یادتون بمونه از مطالعات سالیانه. می تونید تو یه صفحه آهنگ های مورد علاقتون رو چه در سطح اسم و چه به صورت متن جمع آوری کنید. می تونید عکس های زندگی روزمره ی خودتون رو بچسبونید. می تونید برگ درخت جمع کنید. کلکسیون… از هر چیزی! شاید حتی بخواین کلکسیونی از حال روحی روزانتون در طول ماه رو جمع آوری کنید…

این کار نه تنها ظاهر عمومی دفترو دلچسب تر میکنه، بلکه برای آینده تون بهترین مرجع مراجعه و شناخته. یه تیکه از روحتون رو می ذارید توی دفتر… عین جانپیج های هری پاتر می مونه. حال و هوای این سن و سالتون برای ابد باقی می مونه.

  • صفحات غیرقابل نام گذاری

اینا دیگه چی ن!؟ من نمی دونم. شما هم نمی دونید تا زمانی که یکیشون روخلق کنید…

از سرکار بر میگردید خونه و اونقدر ذهنتون شلوغه که تمرکز ندارید. می شینید پای دفتر و یه صفحه ی سفیدش رو باز میکنید تا به فرم MIND MAPPING به افکارتون درسترسی پیدا کنید و اینطوری روزتون ذخیره میشه توی دفتر.

یه روز دیگه حس نوشتن دارید… می نویسید و می نویسید تا تخلیه بشید.

یه ایده دارید برای اتاق آینده تون… ترسیمش می کنید در قالب نقاشی، عکس یا کلمات.

حس خط خطی کردن دارید؟ کجا بهتر از صفحات دفترتون! اگه قراره از اون روز یه مجموعه خط خطی باقی بمونه… خب LET IT BE!

این صفحات تنها چیزی که لازم دارن یه تاریخ زدنه که حتی می تونید همینو دریغ کنید.

من خودم صفحه ی OVER THINKING ماهیانه، پایه ثابت دفترمه به طوری که بعد معرفی ماه، دو صفحه ی کامل رو خالی می ذارم براش. هر وقت یه فکری یا یه حرفی تو ذهنمه، میام شلخته و در قالب یکی دو جمله می نویسمش… و آخر ماه دیدنی میشه.

به نظرم همینقدر جزئیات برای شروع یه دفتر کاملا کافیه.

تو دفتر اول عملا دارید خودتون رو کشف می کنید پس سخت گیری رو بذارید کنار و تا جایی که می تونید آزادی عمل خرج کنید براش که دستتون بیاد کی هستید و چی میخواید. بذارید شلخته و زشت باشه اگه این چیزیه که زنده نگهش می داره. اونقدر خلاقیت به خرج بدید تا بلاخره یه روز موقع ورق زدن دفتر یه صدایی پس ذهنتون بگه ” این منم…” و لبخند بشید از این فکر.

سلام منم به کودک درونتون هم برسونید در این اثنا.

منتشر شده در اطلاعات

نظر

  1. پردیس پردیس

    مرسی که کمک میکنی جوجه کرو:)
    من واقعن نیاز داشتم به این ژورناله

    ———————-
    مرسی از تو که لطف داری و مشارکت میکنی:)
    برسون بهم عکسشو🌿🧀🍇

  2. نسترن نسترن

    مچکریم مچکریم 🐳

    ———————–
    منم مچکرم که هستید🌿🌿

  3. فاطمه فاطمه

    چقد قشنگ انگیزه میدی ⁦❤️🎈
    من چند ماه قبل یه ژرنال فیک ساختم که خودم یه ذره هم قاطی صفحه هاش نبودم
    هی کم کم شخصی تر شد ولی دیگه بهش وفادار نبودم
    الان دلم می‌خواد باز شروع کنم یه نمونه‌ی کاملا شخصی‌سازی‌شده‌شو ولی نمیدونم چقد خواسته‌م واقعیه 🙂

    —————————————–
    ممنون از لطفت🍇🌿
    بیا بیا با ما شروع کن
    ما هم به امید زنده ایم:)

  4. نادیا نادیا

    منو هم وسوسه کردی شروع کنم، قبلا داشتم البته… مثلا ۵ سال پیش… فقط نمیدونم الان ک دوباره میخوام شروع کنم و خیلی راه نیوفتادم دفترم صفحاتش زیاد باشه یا کم باشه که از فکر و حجم زیاد بودن و اینا گیج و تنبل نشم، البته خب اینم هست که شاید کم بیاد :/ واقعا پوکر شدم از دغدغه ام🤦🏻‍♀️😬😅

    ____________________________________________________________________________
    سختش نکن واسه خودت…
    اولا که قرار نیست هر چیزی تو اولین تلاش ها کامل و عالی باشه
    ثانیا اصل مطلب یاد گیری و بهره برداریه. آدمی پای هرچی وقت بذاره از پسش برمیاد:)

  5. مهرناز مهرناز

    روژان همین الآن دفتر مناسب براش رو سفارش دادم ، خیلی ذوق دارم براش مرسی 🍃🍁🙏

    ___________________________________________________________________________
    اییییول! مبارکه عزیز دل. تو مرسی که خوشحالم کردی با همراهی در این مسیر:)

  6. نگین نگین

    سلام روژان جان عزیزم من از‌ تابستون یادمه درباره اش تحقیق میکردم تا بالاخره پاییز رو با بولت ژورنال شروع کردم. اون صفحه ی موودترکر برام بی معنی بود نمیدونم چرا. ماه بعدی حذفش کردم ولی اینکه میگی بعد مدتی دفتر رو ورق میزنی و خودت رو در قالب اون همه رنگ و خلاقیت میبینی خیلی حس شیرینیه. برای من همیشه صعحه ی کلکسیون ها این حسو داشت.
    از بهمن ماه ولش کردم، چون انگار یکمی داشتم درباره اش سخت گیری میکردم و اینکه حس میکنم هر بولت ژورنالی با توجه به شخصیت خود آدم، باید مدیریت بشه و من انگار روش مناسب خودم برای نوشتن اهداف روزانه رو پیدا نکرده بودم و برام کار کردن و زندگی کردن با بولت ژورنال سخت تر هم شده بود . ولی میخوام دوباره شروع کنم و یه کم خلاقیت بیشتری توش بیارم تا ببینم چی میشه 🙂

    • روژان روژان

      امیدوارم تا الانی که من با تاخیر کامنتت رو دیدمو استایلت رو پیدا کرده باشی:)

      ممنون که درباره ش صحبت کردی باهام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *